ميرزا محمد حيدر دوغلات
597
تاريخ رشيدى ( فارسي )
هرگزم نگفتهام و مختار خواجههاى ما - قدّس اللّه ارواحهم - تمام گفتن اين كلمه است . اين مقدمات مذكور سالك را در سلوك مىبايد اما اصل در سلوك عمل است نه گفتن . تصوف مىگويند كه نام شكر زبان برى دهن تو شيرين نشود تا شكر نخورى . ديگر بايد دانست كه حضرت سبحانه و تعالى ، بندههاى خاص خود را به دو طريق تربيت كرده ، يكى به طريق فقر و يكى در لباس غنا ، و هر يكى از اين دو را آيات و احاديث دليل است و در اين سخن كه مىگويم قصه مناجات حضرت موسى با پروردگار به خاطر رسيد كه روزى حضرت موسى - صلوات اللّه عليه - مناجات كرد كه يا رب ، دوستى خود به من نماى . جواب آمد كه به فلان ويرانه رو تا دوستى از دوستان ما بينى . موسى به آن ويرانه رفت . پيرى خراب حال فرسوده و رنجورى ديد . ديگر مناجات كرد كه يا رب دوستى ديگر به من نماى . جواب آمد كه به فلان درگاه رو تا دوستى ديگر بينى . چون حضرت موسى به آن درگاه رفت ديد كه حاجبان بر آن درگاه ايستاده به رسم ملوك درمىآرند . از حضرت خطاب رسيد دوست ديگر ما اين است . باز محل مناجات شد ، موسى گفت يا رب يك دوست بدان درويشى و يك دوست بدين توانگرى ! حق سبحانه خطاب كرد كه صلاح كار آن دوست در درويشى است ، اگر توانگرش گردانيم حال وى به فساد آيد . « انّى اعلم به حال قلوب عبادى » من به حال دلهاى بندههاى خود داناترم و فقراء اضطرارى از فقراء اختيارى بهتر است ، چرا كه فقراء اضطرارى مراد و مقصود حق است به نسبت بنده . به هر تقدير بايد دانست كه بنده مىبايد داند كه دنيوى از نقره و طلا از براى كفايت ( 288 ر ) نفقات است . خواهش او از جهت اين معنى چندان ضرر ندارد كه محبت ذات او از درهم و دينار چنانچه ملاى روم - قدّس اللّه سرّه - در مثنوى مىفرمايد : بيت : چيست دنيا از خدا غافل شدن * نى قماش و نقره و فرزند و زن بايد كه اگر درويش را ملك سليمان دهند مقيد و معلق به آن نشود و الّا مىگويند كه خرج سفرهء شيخ مجد الدين بغدادى ، هر سال دويست هزار دينار زر سرخ مىشده ،